احوال ما

دست همه دوستانی که پیام گذاشتند درد نکنه. طبیعتا پیامها خصوصی می مونه :)

راستی، تی تی گلم اسمی که نوشتی رو نمی تونم پیدا کنم! شاید سرچ رو بستی؟

مینو به قرمز میگه مزون! به جز بار اولی که می خواستم به باباش نشون بدم که به قرمز میگه مزون، که خیلی سلیس گفت قرمز !

خیلی باحال شده. سن خوبیه الان. میشه باهاش خندید. خیلی کیف میده..

من هم چنان مشغول درمان روان هستم. واسه همین نیاز دارم فعلا کمتر وبلاگ بیام. ولی کلی آدم دیدم. کلی از دوستهای قدیم و جدید. این جمعه هم میریم یه خارج دیگه کلی دوست قدیمی دیگه رو می بینم. همین دیدنها حالم رو خیلی بهتر کرده.

کلی هنر از خودم در کردم. بابتش خوشحالم.

بالاخره یه نامه که هفت هشت ماهه دارم پشت گوش می اندازم رو نوشتم و فرستادم و کلی سبک شدم از این بابت.

کلی با دوستای موبلندم تو فوروم دوست شدم و فکر می کنم زبانم هم از سیر نزولی اش به همین دلیل کمی نجات یافته.

اینا رو می نویسم برای مینو، وقتی بزرگ شد و آدرس اینجا رو گرفت می خوام بدونه این چند ماه خلوت وبلاگ مامانش داشته روح و روانش رو کمی سالم می کرده! همینجا از بابای مینو هم باید تشکر کنم که کلی با نگهداری روزانه دخترمون به سلامت من کمک می کنه.

کلی انرژی جدید گرفتم و ایده های خوبی دارم برای آینده ام که دارم روشون کار می کنم. قد یه فندق تونستم مطالعه کنم.

به خودم قول دادم در سال پیش رو هر هدیه ای که میدم حتما یه بخش دست ساز داشته باشه (تا جایی که در توان من باشه و طرف ارزشش رو داشته باشه البته!)

مینو روزهاش یکی دو بار به بیرون رفتن می گذره. کلی هامپتی دامپتی گوش میده. موقع نقاشی هامپتی دامپتی می کشه. یه روز بردیمش مغازه ام اند ام و کلی هامپتی دامپتی دید و خورد! عاشقشه خلاصه

دختر خوب و عسلی ایه این روزها. خیلی خوش به حال دوستامه که الان می بیننش. می دونم همه شون به احتمال زیاد گول می خورند و توی این دام می افتندخنده

دیگه فعلا همینا. سعی می کنم باز بنویسم از این روزها که برای مینو لااقل یک کمی به یادگار بمونه.

دوستتون دارم، خوش بگذره، به امید دیدار

/ 3 نظر / 7 بازدید
سحر

همیشه خوب باشی مامان مینوی عزیز.[قلب]

بانو سرن

عزیزم. این بچه ها کلن استاد ضایع کردن مامانا هستن.[قهقهه][قهقهه] همیشه هم به گردش.

آیدا

ای جانم. چه خوردنی شده منم دوستت دارم.