اتاقمون مرتب نمیشه!

بله، از وقتی از ایران اومدیم اتاقمون مرتب نشده.تازه من خیلی باانرژی بودم و چمدون رو جمع کردم. ولی روی همه سطوح ممکن! پر از چیزهاییه که نمی دونم چیکارشون کنم. اینقدر هم همه چیز در همه که اصلا ایده ای ندارم کجا بذارمشون و چه جوری جمعشون کنم در نتیجه همینطوری همه چی مونده. هر از گاهی دو قلم از یه گوشه جمع میشه دو تا دیگه به یه جای دیگه اضافه میشه :(

دخترمون هم از دو روز پیش سندرم مرتضی گرفته. مرتضی، پسر مامان دکتر همسایه مونه، مامانش یه ماه دیگه باید ترش رو تحویل بده و با کلی اصرار من حاضر شده تو این مدت بیارتش که من هر از گاهی یک کمی نگهش دارم (سال قبل مینو چند بار موقع کلاسهای من رفت پیش این مامان، وقتی که باردار بود). دوشنبه برای اولین بار اومد و دو ساعتی بود. چند ماه از مینو کوچیک تره. بعد چون وقتی گریه می کرد من همه اش بغلش می کردم و به مینو هم هی می گفتم به این بچه دست نزن (خشن برخورد می کنه آخه!) کلا دچار اضطراب و قاتی کردگی شده. امروز هم تو گروه بازی مامانش آوردش و گذاشتش پیش من. باز من کلی بغلش کردم چون خیلی گریه کرد، و باز مینو قاتی کردگیش تشدید شد. باز خوبه ما قاطعانه قصد بچه دار شدن نداریم وگرنه این یکی بچه کاملا از دست می رفت! باز الان امید هست که بعد از تموم شدن تز مامان دکتر مینو هم حالش خوب بشه، اگه بچه دار شده بودیم چه امیدی بود هان؟!! D:

به هر حال از این دوشنبه با یه دختر غرغروی بدعنق عصبانی لجباز داریم سر و کله می زنیم. خدا یک ماه آینده رو به خیر بگذرونه. 

/ 4 نظر / 9 بازدید
گلابتون بانو

خیلی حس بدی داره که خونه مرتب نشه! من که واقعا ازبه هم ریختگی کلافه میشم![کلافه] حالا چرا قصد یه بچه دیگه نداری؟ بچه دوم خیلی بهتر از اولیه ها!!! جدی میگم!

مریم

عزیزم [قلب] گناه داره ، فک میکنه مامانشو گرفتن [قلب][خنده]

تی تی

خونه ی مام همیشه به همت و لطف شوهری یه عالمه چیزمیز روی میزا و اپن و اینا هست که دیگه واقعا دلم نمیخواد جمع کنم. تو هم ولش کن بابا!