بی حالی

این آخر هفته دوباره همون دوست بیمارم اومد اینجا.باز یکی از توهم هاش در مورد ازدواج قوی شده. بیمارستان مرخصش کرده ولی گفته تا جا پیدا کنی میتونی بمونی. دانشگاه هم بهش دو هفته دیگه خوابگاه میده. نتیجه این آخر هفته هم شده حموم نرفتن من و چون خاله پری هم اومده دیروز هم نرفتم و الان آماده ام برای استخراج روغن. کپه لباس های شسته شده هم موندن منتظر تاشدن، لباس هایی که مریم انداخته بیرون از کشو هم هست. ظرف های آخر هفته هم ایضا نشسته مونده تو سینک جاندار. منم حال هیچکاری جز ولو شدن ندارم.باز خدا رو شکر تلویزیون هست مینو رو سرگرم کنه. 

مینو حسابی درگیر نقاشی کردن شده این چند وقت، خیلی دوست داره.از خط خطی بی هدف شروع کرد، کم کم خط خطی هاش منظم تر شد، دو روز پیش واسه اولین بار مداد  رو دور صفحه کشید یعنی از خط خطی به شکل کشیدن نزدیک تر شده کارش.

 

فعلا همین

/ 3 نظر / 23 بازدید
بهار

بععععللللله ، میبینم که دخترات روز به روز پیشرفت میکنن و یکی لباس میریزه بیرون . اون یکی نقاشی میکنه[نیشخند].اصلا" تفاوت از بچگی حس میشه خب بی حالی از عوارض خاله پریه . فعلا" استراحت کن . واسه خونه زندگی وقت زیاده عزیز.

پرنده گولو

سلام سلام چطوری کرچک جان!!!!( یعنی خدا نکنه من که خودم چرکولک هستم بفهمم یکی هم مثل من دو روزه نرفته حموم)[زبان] انقده این چند وقته از دهن آیدا شیرین کاری های مینو رو شنیده ام که دلم براش قیقاج رفته! مخصوصا اون قسمتی که یهو برمیگرده میگه :نع!!! دوستت بهتره مامان مینو؟ از وقتی نوشته ایش خیلی فکرم درگیرشه. خدا براش یه سرنوشت طلایی رقم بزنه...