از این روزها 5

مینو دیگه خوب شده خدا رو شکر، و مثل دفعه قبل افتاده روی دور مثل خرس خوردن! تقریبا از صبح تا وقت خواب داشته یه چیزی می خورده یا از یخچال آویزون بوده که یه چیزی بده بخورم مژه

اما پدر خانواده هنوز مریضه و بی حال و بیشتر روز توی رختخواب بوده. مینو که خوابید خواستیم به خودمون حال بدیم و نشستیم فیلم دربند رو با هم دیدیم که به دلایلی که خوب یادمون نیست فکر می کردیم فیلم خوبیه. الان اما حس من یه چیزی بین holy shit و holy crap در نوسانه و از شدت حرص خوابم نمی برد گفتم بیام اینجا رو اپدیت کنم. چی بود این؟ این چه طرز دیالوگ نوشتنه؟

"من از شهرستان اومدم."

"نظر تو راجع به این تجمعات چیه؟"

"امروز تجمع دانشجوییه!"

کدوم دانشجویی تو مکالمه اینجوری حرف می زنه؟ اون پایان بی سر و ته هم دیگه نگو. خنگی اون دانشجوی محترم پزشکی هم که گل سرسبد داستان بود. واقعا زرشک. به کجای این فیلم جایزه دادن آحه؟

یه گزینه هم دیگه وجود داره که اینقدر فیلم عمیق بوده که ما نفهمیدیم. به هر حال به نظر من که مزخرف بود واقعا.

دیگه همین، برم یک کم کنترل خشم کنم بلکه بتونم بخوابم. خیلی زور داره بعد چند قرن وقت کنی یه فیلم ببینی بعد اونم اینجوری در بیاد.

/ 2 نظر / 25 بازدید
سحر

منم [سبز] ! منم خیلی خورد تو ذوقم! اوغ! چرا منم فکر میکردم قراره یه فیلم خوب ببینم؟! فکر کنم مسوول تبلیغاتش خوب بوده! خدا رو شکر که مینو جون خوب شده، انشاا... پدر خانواده هم به زودی سلامتی شون رو به دست بیارن.[لبخند]

تی تی

خوب شدن خانواده؟