عصبانی

1-عصبانی ام چون یه مبل راحت نداریم و اومدیم خونه نو اما یه دوست دلچسب نداریم که دعوتش کنیم و ماشین نداریم و ماشین لباسشویی و ظرفشویی نداریم و پول خرید هزارتا چیز لازم رو نداریم، هرچند یه دختر گل داریم و کلی ماجرا که توی روز با خودم میگم باید توی وبلاگ بنویسم اما تا خوابش می بره یاد نداشته ها می افتم و حسش میره.

2-دقت دارید که تولدم اومد و رفت و اصلا یادم رفت اینجا بنویسم (یا یادم اومده و نوشتم و الان یادم نیست!؟) به هر حال دو هفته پیش تولدم بود. تولد امسال برقی برقی بود همه کادوهای نقره ای و درخشان گرفتم، کادوی همسر هم یه دونه الماس کوچولوئه توی یک قلب شیشه ای با زنجیر نقره، خیلی هم خارجی! (اینجا سنگ براشون اهمیت داره، اصلا به فلز اون دور و بر اهمیت نمیدن.)

3-فعلا همین، نوشتم که چراغ اینجا روشن بمونه تا حال من بیاد سر جاش. آهان راستی درخواستم رو هم برای دکترا فرستادم. امیدوارم پذیرش بگیرم و از اون مهمتر فاند، و سال دیگه اینقدر بی پول نباشیم!

/ 7 نظر / 21 بازدید
گلابتون بانو

بی پولی معضل بزرگیه. قبول دارم. اما بیشتر از بی پولی به وجود مریم فکر کن! تولدت هم مبارک. چه کادوی خوبی گرفتی. مبارکت باشه.

بهار

بله این چیزا واقعا" باعث عصبانیته ، منم دقیقا" عصبانیم آخه فرش گرد میخوام پول ندارم بخرم ، یه دامنم فیروزه ایم میخوام ایضا" ندارم بخرم . اصلا" خیلی این چیزا که آدم دلش میخواد اعصاب خورد کنن ، لعنتی ها [نیشخند] تولدت مبارک ، ایشالله 100 ساله شی.

زرین بانو

سلام.همچین نوشتی قلم خوبی ندارم که فکر کردم چطور مینویسی.وای خانم جونم شما که خوبی.باید آرشیوت رو شروع کنم که بیشتر با هم آشنا بشیم.پس فعلا!

آیدا

تولدت با تاخیر مبارک دوستم:)) اون بی پولی رو انقده خوب می فهمم...

صوفى

بى پولى سخته ميفهمم [ناراحت] اميدوارم كار دكترات درست بشه كه خيالت هم يه كم راحتتر باشه ++++++ [گل] من نميدونستم تولدت بوده ، خيلى مباركه [قلب]

مریم

تولدت مبارک دوستم، با کلی تاخیر [گل][گل][گل] ما تو یه سفر ۲۴ ساعته برگشت به خونه بودیم، اینه که ندیدم که تبریک بگم [لبخند] اخ گفتی بی پولی، واقعا بده بد [گاوچران]

نوشا

از وبلاگ قصه های من و آلوچه جالب بود نوشته هاتون ولی نمیدونم چرا احساس غمگینی منو گرفت!