فرزند دوم

نمی‌دونم بیستم بهمن چه نسبتی باهات داره ولی باید یه ربطی داشته باشه، چون صبحش که از خواب پا شدم به خاطر خوابی که دیده بودم شک نداشتم یه واقعه‌ای در مورد تو رخ داده. متاسفانه الان هرچی فکر می‌کنم خوابم یادم نمیاد.

حدس می‌زنم متولد شدی، یا روح به بدنت دمیده شده، یا اولین سلول‌هات شکل گرفته.

هرجا که هستی امیدوارم خدا حسابی پشت و پناهت باشه و ازت مراقبت کنه تا وقتی که بیای پیش خودمون و البته بعد از اون هم فقط خداست.

دوستت دارمماچقلب

/ 3 نظر / 44 بازدید
مریم

وییییی ، به به [بغل][قلب][قلب]

گلابتون بانو

این یعنی چی دقیقا؟ من چند بار خوندمش اما نفهمیدم فرزند دوم الان در چه مرحله ایه؟![سوال][نیشخند]

میلی

سلام مامان مینو...سال خوبی داشته باشی تازه باوبت اشنا شدم همه صفحاتش وخوندم خاطرات شیرین عسلبیتو خوندم خیلی روان وجذاب می نویسی میخام خواننده همیشه وبت باشم.... زودتر اپ کن.. راستی دخترنازتو چرا اول مریم خطاب میکردی مریم هم اسم خیلی قشنگیها[شوخی] [لبخند]