و خونه جدید...

و بالاخره ما به خونه جدید اومدیم، هنوز اون جاروبرقی اعلام پایان اسباب کشی رو نزدم ولی خیلی کارهامون خوب پیش رفته خدا رو شکر.  دو روز دوستهامون کمکون کردند ولی هر روز در حد سه چهار ساعت، اما همون خیلی موثر بود و واقعا کارها پیش رفت. من هم از اونجا که در کل اسباب کشی فقط دوبار حس گریه به خاطر این که "این وضع هیچوقت تموم نمیشه" بهم دست داد این رو یک موفقیت بزرگ حس می کنم! اون دو بار هم وقتی بود که تو خونه قبلی همه چیز پهن و پلا بود وسط (البته توی بسته!) ولی هنوز کلید این خونه رو بهمون نداده بودند و یک کمی کاری نداشتم. از اون به بعد همه اش خوب بوده. خونه جدید رو خیلی دوست دارم، مثل خونه اولی که توی این مجتمع داشتیم قبل به دنیا اومدن مریم. 

البته در حاشیه اسباب کشی شدیدترین دعوای زندگی مشترکمون رو هم کردیم به سلامتی،نتیجه اش در حد رفتن توی هال خوابیدن بود (اول من رفتم ولی توافق کردیم به خاطر مینو من برم تو اتاق باباش تو هال بخوابه! روحیه مذاکره رو دارید؟!)که اولین بار بود برامون اتفاق می افتاد. خیلی سخت بود چون وسط اسباب کشی بود و دوستهامون هم بودند و یه لحظه که می رفتند فرصت برای دعوا بود! بعد دوباره باید عادی رفتار می کردیم. دیگه وارد جزییات نمیشم ولی فرداش آشتی کردیم و خدا رو شکر به خیر گذشت. 

/ 7 نظر / 9 بازدید
نرم افزار های سرویس وبلاگ دهی

با سلام.... ما این نظر را از طریق همین نرم افزار ها به شما ارسال کرده ایم. اگر دوست دارید شما هم مثل ما به وبلاگ های سرویس های وبلاگ دهی (بلاگفا ، میهن بلاگ ، پرشین بلاگ ، بلاگ اسکای ) نظر ارسال کنید... به این ادرس مراجعه فرمائید www.sekoya.ir/spammer

مريم

خونه نو مبارك، ايشالا به شادي توش زندگي كنين، نمي گم هميشه كه ايشالا خونه خودتونو بخرين :)

bita

منزل نو مبارك خانوم خانوما :* عب نداره نمكى شد زندگيتون! اما همون يبار بسه...مراقب باشيد نمك فشار خون مياره ها! :) خوشحالم كه دوباره پيدات كردم. يادم نبود بهم آدرس داده بودى. [قلب]

آیدا

آشتی خوبه، خدا رو شکر:) خونه نو مبارک باشه:))

صوفى

خونه نو مبارك :-) ما هم ٣ هفته ميشه كه اسباب كشى كرديم. [قلب][گل] چه خوب كه آشتى كردىن ، من دلم ميگيره از قهر[نگران]